نود و هشت

 

 

الان یعنی از اون وقت‌هایی‌یه که خودم دلم برای خودم کباب می‌خواد . نگران

 

خیلی سخته که سعی کنی طی یک گفت و گوی منطقی غیر مستقم به طرف حالی کنی داری قرارداد معامله رو فسخ می‌کنی! و طرف هم انگاری که بچه‌ی ناف کوچه‌ی علی چپه! اصرار داره که مساله رو برای تو حل کنه! و تو هم به دلیل هزار و یک معدودیت و محدودیت و معذوریت نتونی رک و راست بزنی تو پوزش و ردش کنی بره پی کارش . بعدش از اون ور به اون یکی طرف قرارداد اطمینان دادی که قضیه از این یکی طرف قطعن منفی و منتفی‌یه . و حالا این یکی نمی‌فهمه و اصرار داره که بره اون یکی رو ببینه و تازه انتظار داشته باشه تو هم اون وسط حضور داشته باشی . بدترش تازه اینه که ازت بخواد یه کپی از قراردادی که هیچ‌وقت نوشته نشده رو براش بفرستی تا اون مطمین بشه که هیچ کم و کاستی نیست و همه چیز داره طبق پلن و برنامه پیش می‌ره . بدترترش اینه که اون یکی طرف قرارداد به هیچ‌وجه حاضر نیست با این یکی طرف معامله کنه و اصلن نمی‌خواد در موردش کلامی حرف بزنه . چه برسه به این‌که بشینه پای پرزنتیشنش و باهاش اینترویو داشته باشه .

الان یعنی دلم می‌خواد بشینم و بزنم زیر گریه!

دو ساعت و نیم با طرف چونه زدم و باز هم سر خونه‌ی اول بودم هم‌چنان .

از هر چی فروش و مارکتینگ هست حالم به هم می‌خوره این جور وقت‌ها . ایضن از کاستمر سرویس . یعنی چی که همیشه حق با مشتری بید؟!زبان

 

 

 

پ.ن. خوب یعنی چی که الان میامی هواش پونزده درجه بالای صفره و تورونتو یازده درجه زیر صفر؟ دلم می‌خواد برم فلوریدا خوب . هوا سرده و من دلم یک عدد بخاری می‌خواد که بچسبم بهش دایمن تا داغ بشم خوب گریه

 

 

 

 

 

/ 10 نظر / 10 بازدید
Sepideh

مهسا جان بازم برو خدا رو شکر کن که ساسکاتون نیستی. آخه این هفته ما همه ش زیر 30 بوذیم :((((((((((((

رضا

دیشب خوابتو دیدم مهسا! کفم برید آخه من تا به حال نه تو رو دیدم ...نه صداتو شنیدم نه حتی یه عکس درست حسابی ازت دیدم...تازه با حجاب هم بودی...خیلی جالب بود!...ولی خیلی معصوم بودی....واسه همین گفتم شاید اشتباه گرفتم[خنده][نیشخند] آقا جون پاشو بیا اینجا.....هم ویزا نمی خواد..هم فاله هم تماشا...من رسما دعوتت می کنم....18 تا 27 درجه با باد خنک!....

مهسا

می‌گم رضا دی‌شب شام چی خورده بودی احیانن؟[زبان]

رضا

نه به جون بچه م.... واقعا خوابتو دیدم.....از بس که ما جماعت وبلاگی از علافی توی دست و بال همدیگه وول می خوریم و با هم ارتباط داریم!

کرگدن

بابا با حجاب ! بابا معصوم ! بابا رضا افغانی !

کرگدن

یه بارم چن سال پیش منو در هیبت جرج کلونی دیده بود رضا ! لذا خواباشو جدی نگیر ! تو کار خودتو بکن !!!

درست میشه رضا جان تا درست و حسابی اونجا ، جا بیفتی و رو به راه بشی از این پریشان احوالی ها و کابوسها زیاد می بینی . طبیعیه . حتی خودتو آماده کن که شاید یه شب محسن لخت و مادرزاد بیاد به خوابت !!! اونم با موهای زیر بغلش که به شهادت خودش یک سال و نیمه که نزده شون !!!! خیلی خوف داره .ولی درست میشه ایشالله .

آرش

نیازی بود بگم این پایینی منم؟

رضا

نه بابا اون بچه م ایرانه!

فریق تاج‌گردون

حالا نمی شه با هر دو طرف قرارداد داشته باشی؟ تو عالم تجارت می شه چندین قرارداد بست[لبخند] ... آره فکر کنم درسته