برای پونزده آذر . امیر و تولد بیست و پنج سالگی‌ش

 

 

 

اجازه می‌دهی این‌بار هم کلک بخورم
که زخم کهنه شوم باز هم محک بخورم


دوباره بیست و سه سال از خودم عقب بروم
و توی مشت تو آلوچه و پفک بخورم


تو سنگ گنده بیندازی و فرار کنی
و من بایستم و جای تو کتک بخورم*


ببین ببین به خدا حاضرم به خاطر تو
دوباره از همه حتا خود تو چک بخورم**


بیا تو بچه شو و تب کن و بذار که من
به جای نان و پلو درد مشترک بخورم


تو سنگ گنده بینداز و در برو تا من
به جای شیشه‌ی هم‌سایه‌تان ترک بخورم


ببین چه‌قدر صمیمانه دوستت دارم
نذار تو لجن عشق تو کپک بخورم


هنوز بیست و سه سال از خودم عقب‌ترم و
هنوز پاک و زلالم اگر محک بخورم


اجازه می‌دهی هر دو دوباره بچه شویم
اجازه می‌دهی این‌بار هم کلک بخورم

 

 

 

* و ** - همیشه چه یه جا خراب‌کاری می‌شد چه ما باهم دعوا می‌کردیم . کتکش رو امیر می‌خورد . بس که هایپر بود و یه‌جا بند نمی‌شد . بنده در نقش مغز متفکر همیشه قِصِر در می‌رفتم . چون کللن سر و صدا نداشتم و اگر صدایی از من بلند می‌شد یعنی یا امیر یا مازیار داشتن یه کرمی می‌ریختن که طبق دستور و خرده فرمایش‌های من نبوده .

 

 

پ.ن. امیر تنها پسر خاله‌ی منه . از بیست سالگیش تا حالا . یعنی پنج ساله . داره با ام‌اس دست و پنجه نرم می‌کنه . سلامتیش که دیگه هرگز صد در صد بر نمی‌گرده . ولی به حرمت روز تولدش آرزو می‌کنم خدا یه عقل درست و حسابی بهش بده . آمیییییین .

 

 

پ.ن. شعر اگر اشتباه نکنم مال زری جون خودمه . آره زری؟

 

 

 

/ 7 نظر / 18 بازدید
غزل خونه

سلام چه شعر خوبی بود. کدوم زری؟ زهرا باقری؟ خییییییییییلی خوب بود... تولدش مبارک. خدا شفاش بده انشالله... تولد خودتم دوباره مبارک!

مسی ته تغاری

عجب شعر توپی بود خیلی حال کردم باش تولد امیر خان هم مبارک امیدوارم بیمماریش دیگه پیشرفت نکنه

کرگدن

وای بر تو ! وای بر تو ! که نمی دونی شعر مال دوست جون جونیت هست یا نه !

کرگدن

چقد جدیدنا تولد زیاد شده ! فک کنم مد ساله !!

زهرا باقری شاد

بله عزیزم این شعر من بود...چقدر هم دوستش دارم...چقدر..هنوز یادمه...

صدف

آخی ایشالله خدا عقل درست حسابی بهش بده و بسلامتی داروی ام اس هم داره میاد