بگذر از من تا به سوز دل بسوزم....

 

 

جدیدن فهمیدم یکی این‌جا رو می‌خونه که دلم نمی‌خواد بخونه . نه که مشکلی با اون داشته باشم‌هاااا . نه اتفاقن خیلی هم دوستش دارم . ولی دلم نمی‌خواد که نوشته‌هام رو بخونه .

 

ببین . نمی‌دونم آدرس این‌جا رو از کجا پیدا کردی . ولی نخون من رو . خواهش می‌کنم . الان دقیقن حس این رو دارم که یکی یواشکی از من تو حموم عکس گرفته . نخون منو . بذار این‌جا -دست کم- راحت باشم . خودم باشم . حالا چه بخوام دروغ بنویسم چه راست . هر چی اصلن . فقط نخون من رو . خواهش می‌کنم ازت . می‌دونی که خیلی دوستت دارم و داشتم همیشه . دلم نمی‌خواد مجبور بشم آدرس این‌جا رو عوض کنم . خواهش می‌کنم که دیگه هیچ‌وقت نیا روی این صفحه . مرسی .

 

 

 

 

/ 4 نظر / 9 بازدید
کرگدن

اهههههههععععععععععه ! از کجا فهمیدی ؟! باشه ! قول میدم دیگه نیام !![نیشخند]

مهسا نازنينم ميدونم منظورت من بودم. من عاشقتم. آخه چرا من نه!!!!!! حرفهای تو حرفهای منم هست. اما من دست به قلمم خوب نيست تو دلم می نويسم، نمی دونم کی که بترکم مهسا. دردمون مشترک، من چند روز دارم با نوشتهات زندگی می کنم. انگار داری باهام حرف می زنی. تو هم اينم از من نگير. به هيچ کس نمی گم. دوستت دارم دختر دايی عزيزم

پگاه

مهساي عزيز ميخواستم از شما و دوستانتون خواهش كنم شب به شب كمي از غذاي خودتون را روي يك تكه روزنامه يا داخل يك ظرف يكبار مصرف كنار سطل زباله هاي شهرداري بگذاريد.اينجوري گربه هاي بيچاره هم چيزي گيرشون مياد. به حيوانات محبت كنيد و به كودكان عشق به حيوانات و طبيعت را بياموزيد.با تشكر دوست خوبم.