همین‌جوری‌های ظهر شنبه‌ی من

 

 

از صبح که بیدار شده‌ام انگاری یک چیزی افتاده باشد توی دلم . یک چیزی که نمی‌دانی چیست و دلت می‌خواهی فقط یک گوشه مبل بنشینی و زانوهایت را در بغل بگیری و زل بزنی به دیوار روبه‌رویت و به آهنگ‌هایی که مدیاپلیر سلکشن پخش می‌کند گوش بدهی . بعد دلت بخواهد یکی بیاید و بازی کند با موهایت که شانه‌شان نکرده‌یی و فرخورده و تاب‌دار شده‌اند و تو چشمانت را ببندی و نفس عمیقی بکشی و کمی خِر خِر کنی و او سرش را بیاورد جلو و زیر گلویت را ببوسد و آرام در گوشت زمزمه کند "بچه‌گربه‌ی من" و تو خودت را بچپانی در بغلش و خودت را برایش لوس کنی .

 

از صبح که بیدار شده‌ام انگاری یک چیزی افتاده باشد توی دلم . دلم سیگار بهمن مینیاتوری می‌خواهد ............

 

 

 

 

/ 5 نظر / 13 بازدید
مسی ته تغاری

باز تو هوسای بی ناموسی کردی ؟ آخه فکر نمیکنی یه بچه مثبتی مث من اینجا رو میخونه از راه به در میشه

رعنا

ای ای دنیا میبینی تو اونجا ما اینجا ولی هممون گاهی هوس یه چیزای مشترکی رو میکنیم آدرس بده بهمن بفرستیم خدمتتون

زهرا باقری شاد

اگه شد تو یه بار هوس نماز خوندن و امامزاده رفتن به سرت بزنه...هوس یه چادر گل گلی که روی سرت بندازی ...هوس بوی گلاب... چی بگم آخه به تو من؟!

بی تا

جات خالی دارم بهمن جوجه میکشم!!![ماچ]