پراکنده‌ها

 

 

١. اول ممنون از همه‌ی شمایی که برامون دعا کردین و احوال پرسیدین . حالش در حال حاضر خوبه . فعلن باید منتظر جواب آزمایش‌ها بمونیم تا دکتر نظر قطعیش رو بده . مرسی از انرژی مثبتی که فرستادین . من شماها رو نداشتم چی‌کار می‌کردم آخه؟

 

٢. در یک اقدام ناگهانی . روز تولد کرگدن . خرش (خِرِش رو ها . نه خَرِش رو) چسبیدم که هِدِر وب‌لاگ رو برام عوض کنه . عنوان وام گرفته از یکی از شعرهای زری هست با مطلع "زنی که توی همین عکس روبه‌رو گم شد" . که شد تصویر زندگی این چند سال اخیر من .

 

٣. ام‌روز . اولین روز از هفتمین سال زندگی من تو کانادا بود . توی یه پست جدا در مورد این چند سال گذشته و زندگی در کانادا می‌نویسم به زودی .

 

۴. لاغر شدم حسابی . همه‌ی لباس‌هام برام گشاد شدن . از اول تابستون ام‌سال تا الان . یعنی ظرف نه ماه . من شیش تا سایز کم کردم . الان تقریبن رسیدم به همون وزن ایرانم . ولی خب . با یک هیکل خیلی شکیل‌تر . به شدت از دیدن خودم تو آینه لذت می‌برم و محظوظ می‌شم . خلاصه که حس نارسیسیتیکم زده بالا حسابی بابت این موضوع .

 

۵. یه ترانه -

                 شهرم از جایی‌یه که دریای پیرش
                 یادگاری از زمان‌های قدیمه
                 جایی که معجزه‌ی ساده‌ی بارون
                 عطر نارنج رو می‌بخشه به تن خاک
                 جایی که دیدنی‌یه صبح و غروبش
                 روی ساحل روی ماسه‌های نم‌ناک

 

 

 

 

/ 14 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زری

خیلی ممنون از محسن و تو که حق کپی رایت رو رعایت می کنید!!!!!

کرگدن

باز این زری پر رو شدا !!

میرزاقلمدون

کی ؟ چی؟ کجا؟ من کی ام .؟ تو کی هستی؟ این بچه ی کیه؟ .... . میم . نون - ملقب به آرزو - گم شد !!!! نامبرده 6 سایز کم کرده است و با لباسهایی که به تنش زار می زند ( ولی شکیلتر از قبل) و یک جفت دمپایی نارنجی در حوالی بازار روز مفقود شده است . از یابنده تقاضامندیم برای خودش نگهش دارد چون به گفته ی خود مفقوده ! خیلی شکیلتر از سابق شده است . و همینجور فرت و فرت عطر بهار نارنج می بخشد به تن و خاک و لب ساحل و ماسه های نمدار و کنار شومینه و روی مبل و .........[نیشخند]

فرزام

دادیم این اعتمادالسلطنه پدر سوخته امریه علیامخدره مادرمان را به فعل دراورد تا دل نازک شما نرنجد از این دردانه که خدا شاهد است طاقت دل شکسته شما را نداریم. فی الحال بعد از اتمام این مرقومه می دهیم صله ای هم برای آن کرگدن الممالک بفرستند به پاس خدمتی که به دربخانه شاه بابای فقیدمان کرده است. نوکر خوبی است. قبله عالم و آدم و نور عالم امکان سلطان فرزام شاه اول

زری

اصلا هم پر رو نشدم محسن... يعني چي؟ دست كم بايد باهام مشورت مي كردي! اين و جدي مي گم...

مهسا

محسن! حالا درسته شریک جرم منی! ولی زری . زری‌یه . این‌جا . تو وب‌لاگ من . حکومت نظامی‌یه . کسی حق نداره به زری یک کلمه حرف بزنه و بگه بالای چشمش ابروئه . چه شوخی و چه جدی . همین!

فرزام

کامنت دومیت خدا بود مهسا. دمت گرم!

حجی

وبلاگتان را بسی پسندیدیم، اجرکم عند ا....

من و من

6 سايز!!!!!!!!!! من اگه يه سايز چاق شم ديگه هيچي نمي خوام از خدا- خودشم مي دونه دروغ مي گم خيلي چيزاي ديگه هم مي خوام!-

حمید

اتفاقا طبق یه تله پاتی عجیب یه سید گامبالویی هم در ایران رژیم گرفته و طبق آخرین شنیده ها نزدیک سی کیلو کم شده!...طوری که عمرا دیگه بشناسیدش! (سکرت گفتم کسی متوجه نشه دارم عباسو میگم!)...