ای همه آرامشم از تو......

 

 

تمام ناتمام من
       با 
          تو
                  تمام می‌شود.....

 

 

پ.ن. من از تو راه برگشتی ندارم . وقتی ازم دوری از سایه می‌ترسم.....

 

 

 

/ 6 نظر / 19 بازدید
کرگدن

این آلبوم جدیده’ داریوش آخرش چن تا جوون رو به گ ... ببخشید به فنا میده !

حمید

چه جالب!...وبلاگتو باز کرده بودم و داشتم آرشیو این چند وقتی که نخونده بودم رو میخوندم که وقتی کامنتامو رفرش کردم دیدم قدم بر چشم وبلاگ ما نهادی! تا حالا پستی مثل "دین" ازت نخونده بودم...راستشو بخوای اصلا فکرشو نمیکردم که اینچیزا انقدر برات مهم باشه که بخوای براش در این حد وقت و انرژی بذاری... بحثایی که چند هفته پیش درباره این موضوع شد رو دورادور و خیلی جسته گریخته دنبال میکردم و الان که فرصت کردم دارم کامل مرورش میکنم...به نظرم بهترین نوشته در این مورد پست تو بود...چون محسن خیلی سمبل کاری و کلی نوشته بود! (والبته انصافا از همون اول خودش هم گفته بود که ادعایی برای نظر کارشناسی و مطالعاتی و این حرفا نداره)...مجید حمید هم علی رغم اینکه خیلی مودبانه حرف زده بود حرفاش رنگ رگ گردن داشت!...مثل جوابای زری که اکثرشون رنگ از کوره در رفتن شاکیانه داشت!...ولی این پست تو واقعا جای حرف داشت...

حمید

و اینکه "تمام نا تمام من با تو تمام می شود"... نمیدونم...به نظر من ذات ناتمام ناتمام ماندنه...و هیچ "تو"یی نمیتونه تمامش کنه... اللا اینکه ناتمام خودش عزم تمام بودن کنه...

حمید

"چون ظاهرن بقیه حوصله‌ش رو نداشتن منم ادامه ندادم دیگه"... آفرین!...این رو من هم حس کردم...انگار اکثر بچه ها میخواستن یه حرفی زده باشن و رفته باشن و هیچکس حال بحث جدی نداشت!... متاسفانه این هم از معایب عادت گنجشک وار نوک زدن به هر بحثه که نسل ما بدجور گرفتارشه...برای هر دغدغه فکری فقط به اندازه نیم ساعت وقت کلنجار رفتن داره! فرقی هم براش نمیکنه که این دغدغه خداست یا آزادی یا حرف زدن درباره هیکل جنیفر لوپز!...همه چیز تا وقتی که حوصله مون رو سر نبره مهمه... بگذریم...مرسی که توضیح دادی...

ارش

[گریه]