هی من می‌گم ام‌سال . سال بیست و هفت هست . شماها به من بخندین و باورتون نشه . ایناهاش . این هم شاهدی دیگه بر مدعای من .

 

رضا هم بیست و هفت آذر . بیست و هفت ساله شد .

 

تولدت مبارک رضای عزیز.......

 

 

/ 9 نظر / 9 بازدید
داستانک

چه جالب ، تو زندگی ما آدمها در این دنیا چیز های خیلی جالبی پیدا میشه! مبارکه [گل]

رضا

وای مهسا!!!!...واقعاَ سورپرایزم کردی....واقعا ممنون......بزرگترین حسن اینترنت این دوستیهای نادیدنی است....پنج سال پیش به لطف کرگدن همدیگه رو شناختیم و حالا.... البته من به جهت تحکیم روابط رفتم و با همشهری شما ازدواج کردم!!![زبان][خجالت] ولی یه حس خیلی خوب و ماه داد خوندن این وبلاگ....مرسی...مرسی [چشمک]

رضا

خب به من چه که اینجا 4:30 ساعت از ایران و 13 ساعت از شما جلوتره.....من امروزو زودتر از همه شروع کردم و برای خودم...برای پست خودم.... زودتر از همه کامنت میذارم!!!![پلک]

کرگدن

جهنم و ضرر : تولدش مبارک ! ولی خودمونیما تو دیگه سنی ازت گذشته دختر ! یه پات لب گوره یه پات لب جوب ! ولی هنوزم تو متن لینک کردنو یاد نگرفتی !! [نیشخند]

کرگدن

جددن من باعث آشنایی تو و رضا شدم ؟! من شرمندتم به خدا ! روم سیاه ! خدا منو ببخشه و از سر تقصیراتم بگذره ! تو ام حلالم کن !!!

غزل خونه

جل الخالق! ما روی این یکی شدن اعداد و ارقام حساسیت داریما. به جان خودمان. انقدر بگویید این داستانهای 27 رو تا ما هنگ کنیم... راستی چه خبر؟ خوبی؟

حمید

نه انگار داره قضیه این 27 جدی میشه!...از الان منتظر 27 شاد بعدی هستیم!... رو این لینکی که گذاشتید هم کلیک کردیم ولی رفتیم تو در و دیوار!

رضا

به روز کن دخترم...دیگه خوبیت نداره رضا رو زمین بمونه!

زهرا باقری شاد

من که طوری م نیست. خب داستان نوشتم دیگه..خوشت نیومده؟ گریه می کنم ها!!!