آلارم آتیش ساختمون که زده بشه خود به خود همه‌ی آسان‌سورها از کار می‌افتن . نتیجه این‌که ام‌روز بیست و دو طبقه رو از پله اومدم پایین . حالا خوبیش این بود که آماده بودم و همون لحظه داشتم از خونه می‌رفتم بیرون وگرنه معلوم نبود که چی می‌شد.....

 

فقط وقتی نشستم توی ماشین سرگیجه گرفته بودم و یه ذره دل به‌هم خوردگی

 

 

پ.ن. آپارتمان من طبقه‌ی بیستم هست و پارکینگ ماشین طبقه‌ی دوم زیرزمین

/ 3 نظر / 14 بازدید
عباس

سلام...نه مث اینکه بیزا کودیلهای اونجا خیلی قویه!!!!!!در ضمن کدوم بابای احمقی وقتی با سه تا به قول تو جیگر!!!میره بیرون دست دخترش رو بگیره ببره که من دومیش باشم؟اما حتمن به یادت خواهیم بود...یاحق

محسن باقرلو

خیلی کارت درسته بابا ! اینو از رو حال و احوالات خودم بعد از بالا اومدن از پله های سه طبقه شرکت می گما !!

محسن باقرلو

ضمنن تحویلی بگیر ! اینم از بابات بدبخت !!