Nostalogy

محرم که می‌شه هنوز بعد پنج - شیش سال که این‌جام دلم پر می‌کشه....
نه واسه حسین و تاسوعا و عاشورا....
فقط واسه شیرین پلوی نذری که آقای ودیعیان می‌داد و ندا همیشه یک ظرف مخصوص واسه من جدا می‌فرستاد.......

 

 

 

پ.ن. نیشخند

/ 16 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرزام

یکی از دوستان ما اینجا یه چیز باحال گفت یه بار. گفت یه سال محرم رفته بودیم ایران. شایا (پسرش) می ره خرید. حرف عزاداری و اینا می افته مغازه داره گیر می ده با شایا که امام حسین رو می شناسی یا نه. شایا می گه نه. بعد یارو می گه می دونی عاشورا چیه؟ شایا می گه نه. یارو می گه ای بابا تو چه مسلمونی هستی؟ می دونی امام حسین چرا شهید شد؟ شایا می گه نه. خلاصه یارو هی سوال می کنه و شایا هم نمی فهمه یارو چی می گه. دست آخر یارو شروع می کنه به توضیح دادن که آره امام حسین اینه و اونه و اینجوری شد و مردم عزاداری می کنن و قیمه می دن و... که تا یارو می گه قیمه شایا می گه آهاااااااا ! گیمه. اینو می دونم[نیشخند]

مرجان

سلام مهسا جون خوبى عزيزم؟ سال نو مبارك، تا عكست رو اين گوشه ديدم كلى دلم باز شد ، ياد قيافه خوشگل و ماهت افتادم، اميدوارم كه سال خيلى خوبى داشته باشى و هر چى كه دلت ميخواد برات پيش بياد از بهترينها. روى ماهت رو ميبوسم، [ماچ]

عباس

سلام...نمیدونم چی بگم بهت با این نوستالوژی شکمیت...و من همیشه تشنه صحبتم ...یا حق

بی تا

قیمه می زنیم و جاتو خالی می کنیم خیلی خوش میگذره میدونی!!!!!![هورا][هورا] [هورا][هورا][هورا]

بی تا

دو تا کامنت قبلیو عین خنگا خصوصی فرستادم!!! [قهقهه]

بی تا

دلیل خنگ شدنمو خصوصی بهت می گم![ماچ]

هومونید

شیکمو [نیشخند]

عباس

سلام...دختر هم دخترای قدیم ...چراش رو هم نمیگم تا ...اگه نوستالژیت تموم شده یه تکونی بده ااااه بیا بابا حرکات موزون و ناموزون از خودت در کن و هر غلطی هم که دوست داری بکن اما بنویس ...یا حق