....Kiss The Pain With Your Lips

It’s the same story nothing new
As the day falls into the night
As the wind blows over the time goes
Nowhere to run, nowhere to hide

I though I was too young to love
We don’t know if this can go on
It is too late to say goodbye
But we can’t say we never tried

So many words we want to say
But we wait for another day
We can make it last forever
It’s a chance to stay together

I see myself and where I am
Will you take me just as I am
Feelings that are so hard to hide
Kiss their pain with your lips goodbye

I don’t want no conversation
When I’m talking on solutions
Life is so strange when you are young
Something so right can turn so wrong

I thought I was too young to love
We don’t know if this can go on
It is too late to say goodbye
But we can’t say we never tried

So many words we want to say
But we wait for another day
We can make it last forever
It’s a chance to stay together

I see myself and where I am
Will you take me just as I am
Feelings that are so hard to hide
 .....Kiss their pain with your lips goodbye, goodbye

 

 

دوباره همان داستان قدیمی, خبر جدیدی نیست
هم‌چنان روز می‌گذرد و شب فرا می‌رسد
باد هنوز می‌وزد بر لحظاتی که می‌گذرند
جایی برای گریز نیست, جایی برای گم شدن

 

فکر می‌کردم هنوز برای عشق ورزیدن خیلی جوانم
نمی‌دانیم عشقمان تا کی می‌تواند به همین صورت ادامه یابد
دیگر برای خداحافظی دیر است
هر چند, نمی‌توان گفت که هرگز تلاشی هم نکرده‌ییم

 

واژه‌های زیادی‌ هستند که می‌خواهیم بگوییم
ولی در انتظار روزی دیگر می‌مانیم
می‌توانیم این حالت را ابدی کنیم
این شانسی است برای ماندمان باهم

 

من خودم را می‌بینم و جای‌گاهم را
آیا مرا پذیرا هستی این‌گونه که هستم؟
احساس‌هایی که پنهان کردنشان به سختی ممکن است
دردشان را با بوسه‌یی از لب‌هایت به فراموشی بسپار

 

من یک گپ دوستانه نمی‌خواهم
وقتی که دارم از راه حل‌ها می‌گویم
زندگی ملغمه‌ی عجیبی‌ست وقتی که جوان هستی
آن‌چه به نظر کاملن درست می‌آید, تبدیل می‌شود به بدترین چیز ممکن

 

فکر می‌کردم هنوز برای عشق ورزیدن خیلی جوانم
نمی‌دانیم عشقمان تا کی می‌تواند به همین صورت ادامه یابد
دیگر برای خداحافظی دیر است
هر چند, نمی‌توان گفت که هرگز تلاشی هم نکرده‌ییم

 

واژه‌های زیادی‌ هستند که می‌خواهیم بگوییم
ولی در انتظار روزی دیگر می‌مانیم
می‌توانیم این حالت را ابدی کنیم
این شانسی است برای ماندمان باهم

 

من خودم را می‌بینم و جای‌گاهم را
آیا مرا پذیرا هستی این‌گونه که هستم؟
احساس‌هایی که پنهان کردنشان به سختی ممکن است
دردشان را با بوسه‌یی از لب‌هایت به فراموشی بسپار, به فراموشی بسپار......

 

 

 

کلیپ ترانه رو می‌تونین این‌جا ببینین

 

 

/ 12 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

با عرض سلام ميخواستم از وب خوبتون تشكر كنم كه در واقع رسالت اصلي يك وبلاگ را حفظ كرده ايد .. فرصت مناسبي براي گشتو گذار و استفاده كامل از محتواي وبتان نيست ولي وبتون رو به وب خودم لينك ميكنم تا انشا الله در الولين فرصت از مطالب جالبش استفاده كنم با ارزوي موفقيت

عباس

سلام...عجب مقاله پر باری نوشته اید دمتان گرم و ما چقدر مستفیذ شدیم و چقدر دلمان بر برخی عناصر معلوم الحال کچل (عمویتان کر گدن )سوخت بویش به آن حوالی نرسیده است...یا حق

رعنا

مرسی از کلیپ. به شدت امیدوارم آفتاب تو زندگیامون به شدت خود نمایی کنه به زودی. [ماچ]

رضا

از کامنت خوشگلت ممنونم مهساخاله!...عزیزم تو لازم نیست زحمت بکشی و بیای....ما دو تا داریم میایم...یعنی دعا کن که کارامون جور بشه [قلب][خجالت]

رضا

از کامنت خوشگلت ممنونم مهساخاله!...عزیزم تو لازم نیست زحمت بکشی و بیای....ما دو تا داریم میایم...یعنی دعا کن که کارامون جور بشه [قلب][خجالت]

کرگدن

معمولن وختی یه جای دیگه می سوزه بوش همه حوالی ها رو پر می کنه نه دل !!!

حامد

[لبخند] می خوان امت مهسا....

کرگدن

از آنجایی که ما به نظر مخاطبانمان خیلی اهمیت می دهیم اما به نظر خودمان کمی بیشتر ! لذا تا اطلاع ثانوی رنگ بک گراندمان همچنان به همین ضایعی خواهد بود ! از این رو که با آن یکی رو خیلی توفیر دارد پیشنهاد می شود وبلاگ ما را چشم بسته و به خط بریل بخوانید شما دو تا !!!

زهرا باقری شاد

اینو خیلی می شنوم...دوستش دارم خیلی...مرسی از یادآوردیت..اما چی شده که اینو نوشتی؟ هان؟

میرزا قلمدون

سعی کردم به سبک خودم به متن وفادار باشم!! قصه ای تازه ندارم جز همان قصه که بود قصه ی دور تسلسل از دل شب تا به روز نیست ماوایی برای گم شدن حتی گریز لحظه هایم می روند و باد می چرخد هنوز فکر می کردم جوانم من برای عاشقی عشق صیقل خورده ی ما بر نمی دارد خراش وقت ما تنگ است پس دیگر خداحافظ نگو گرچه در این راه خیلی سعی کردیم و تلاش حرفهایی هست اما جرئت ابراز نیست می کشد هر واژه ای خمیازه در یک انتظار می شود در انتظار واژه ها تمدید کرد مهلت این عشق را تا مرز عشقی ماندگار من همینم ! می توانم مرد رویایت شوم؟ بغضهامان ناسروده حرفهامان رنگ غم دردهای اینچنینی را فقط یک چاره است : چشم بستن ؛راز گفتن؛ بوسه بر لبهای هم "دوستم داری؟" فقط طرحی ز صورت مسئله ست من به دنیال دلیل و راه حل هستم عزیز در جوانی زندگی و عشق همچون ملغمه ست عقل می گوید : نرو ! من می روم ...مستم عزیز