تکرار تاریخ!

 

بعد از بیست و چاهار سال . برای اولین بار . دستم رو سوزوندم . اونم تو آفیس! در اثر یک بی‌احتیاطی . لیوان چای از دستم سر خورد و آب جوش ریخت روی دستم و از قسمت انتهایی شست تا سطح فوقانی مچ دست راستم الان شیش تا تاول خیلی خوش‌گل زده .

 

 

 

بیست و چاهار سال پیش . در سه سالگی . در اثر حس فضولی ذاتی مفرط . دستم رو با شیر داغی که هنوز روی گاز داشت قل‌قل می‌زد سوزونده بودم که اثرش هنوز روی پشت دست چپم باقیه .

 

 

 

پ.ن. سریع به هم‌کارم زنگ زدم و گفتم دستم رو سوزوندم . نپرس چه جوری و چی شد . فقط سر راه که داری می‌آی برای من خمیر دندون بگیر و بیار . نتیجه این‌که الان با یک عدد دست سبز مریخی تو آفیس واسه خودم جولون می‌دم نیشخند

 

پ.ن.٢. آقا من هر چی سعی کردم که انگ سی‌آسی نخورم نشد! یکی دیگه از هم‌کارها اومده بهم می‌گه تو هم در مخالفت با سخن‌رانی دستت رو سبز کردی؟
من: هان؟ سوال جانم؟!یولهیپنوتیزم آهااااااانننننننننننننننن!! قهقهه

 

 

 

 

فرداش نوشت - ام‌روز صبح به همون هم‌کار دی‌روزی زنگ زدم تا چیزی ازش بپرسم . تا صدام رو شنید . گفت : چیه؟ لابد ام‌روز اون یکی دستت رو سوزوندی!نیشخندشیطان

من : ابروکلافهچشم

 

 

 

 

   + ژاندارک - ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٧/٢