Living in Canada

 

عطف به این نوشته‌ی مرجان . می‌خوام بگم اگر واقعن تنها تصوری که از بهشت و سرزمین موعودت داری جایی هست که توش بخور و بخوابت همیشه به راه باشه و همیشه به گشت و تفریح باشی . راهت رو نکش بیا کانادا . اگر الان که ایران هستی مثل خاله جان خودم سرت گرم مهمونی بازی‌هات هست همه‌ش و مجلس بال‌ماسکه با دوست‌هات راه می‌اندازی و مهمون‌هات هم با لباس مبدل شاه و فرح می‌آن مهمونی . کانادا جای تو نیست . این‌جا باید بدوی . به سختی هم باید بدوی . ولی دویدنت ارزش داره . اگر درست کار کنی . سریع پیش‌رفت می‌کنی و می‌ری جلو . واقعیت کانادا اینه که هیچ‌چیزش هلو برو تو گلو نیست . پس اگه آدمی بودی که همیشه همه‌چیز براش حاضر و آماده بود . اگه همیشه تو جای گرم و نرم بودی . اگه طاقت سرمای سی درجه زیر صفر زمستون و بادی که با سرعت هفتاد کیلومتر در ساعت می‌وزه و شلاق می‌زنه به صورتت رو نداری . اگه حاضر نیستی که به هیچ وجهی یک پله از مقام شامخ وزارت و صدارتی که توی ایران داشتی پایین‌تر بی‌آی . بار و بندیلت رو خرکش نکن این‌همه راه . این‌جا پست و مقامی که توی ایران داشتی هیچ اهمیتی براشون نداره . اولین چیزی که ازت می‌خوان سابقه‌ی کار کانادایی هست . پس پی این رو به تنت بمال که تا یکی دو سال هم حتا پایین‌تر از سطح معمولت باشی و حتا از کارگری هم! - به قول بعضی‌ها - شروع کنی . هرچند . اصولن مهاجرانی موفق هستند که واقعن هم از پایین دوباره شروع کردن و اومدن بالا . چون در غیر این‌صورت محاله که سیستم رو درست بفهمی و زندگی مردم عادی کانادا رو از نزدیک ببینی و درک کنی . اگه آدمش نیستی و جربزه‌ی گذروندن این سختی‌ها رو در خودت نمی‌بینی . کسی مجبورت که نکرده . نیا!

 

حالا هم اگه این حرف‌ها رو کسی بهت نگفته بود و تو پاشدی اومدی و خورده تو ذوقت . هی نشین بد و بی‌راه بگو و فحش بده به دولت کانادا . یه ذره چشمات رو بیش‌تر باز کن و دنیا رو فقط از دری‌چه‌ی محدود ذهن خودت نبین و ارزیابی نکن . چون تو عرضه‌ش رو نداشتی دلیل نمی‌شه هر کس دیگه‌یی که تونسته حالا به هر سختی که شده خودش و زندگیش رو جمع و جور کنه یا پارتی داشته و یا از راه ارایه‌ی سرویس‌های مختلف از پایین تنه اومده باشه بالا که . عقده‌هات رو که کنار بذاری و یه ذره دست از کله شقی برداری و راه درستش رو در پیش بگیری و حاضر بشی یه ذره . فقط فقط یه ذره به خودت سختی بدی . تو هم می‌رسی به اون‌جایی که ته دلت همیشه آرزوش رو داشتی و داری . ولی اگه آدمش نیستی . هی نشین بگو کانادا اه اه و ایران به به . اگه کانادا این‌قدر بده و ایران این‌قدر خوب . خب خود تو چرا اصلن موندی این‌جا؟ شمشیر دوموکروس که بالای سرت نیست . برگرد برو همون‌جا که برات بهشت برینه . چرا هی نشستی و غر می‌زنی؟

 

دو تا نکته‌ی مهم رو هم بگم:

 

١. برای پیش‌رفت حتمن حتمن حتمن باید وارد محیط کار کانادایی و مخصوصن غیر ایرانی بشین . در غیر این‌صورت فرهنگ عامه‌ی مردم این‌جا دستتون نمی‌آد و در نتیجه خیلی سخت‌تر می‌تونین در شرایط فورس‌ماژور خودتون رو با محیط تطبیق بدین . نمی‌گم دماغتون رو بالا بگیرین و بگین ایرانی‌ها اه و فلان و بیسان . همه‌ی ما ایرانی هستیم . اصلیت خودمون رو نباید فراموش کنیم ولی وقتی داریم در این جامعه زندگی می‌کنیم . برای راحتی خودمون هم که شده باید قوانین و مقررات و فرهنگ و رسومش رو یاد بگیریم و در موردشون بدونیم

 

٢. مخلص همه‌ی بچه‌ها که ایران هستن . همین .

 

   + ژاندارک - ۱:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱/۳٠