عنوان ندارد!
١. وقتی لپتاپ دم دستم نیست . همیشه کلی سوژه میآد تو ذهنم . همینکه پرشینبلاگ رو باز میکنم . باید دو ساعت زل بزنم به صفحهی خالی که یادم بیاد چی یادم اومده بود که میخواستم راجع بهش بنویسم . من دارم خل میشوم آیا؟!
٢. یه چند وقته به شدت قر و قاطیام . همهش دارم فکر میکنم که ارزشش رو داره آیا یا نه! واقعن دلم میخواد بیخیال همه چیز بشم و برم واسه دل خودم یه گوشه دنیا . و باز با خودم فکر میکنم که دارم خل میشم آیا؟! بدون مظاهر تمدن که نمیشه زندگی کرد . اونم گوشهی دنیاااااا!
٣. پیرو شمارهی ٢ عرض کنم به حضور انورتون که خوب میدونم چه مرگمه و دواش هم خوب میدونم چیه . دلم فقط دریا میخواد و بس! یله رها شدن روی شنها و سستی و کرختی هوای شرجی بعد از ظهرهای روزهای تنبل ِ کشدار و پرسه زدن کنار ساحل و دم غروب فرورفتن توی آب ِ آبیی که داغ ِ داغ ِ و تا خود شب توش غوطه زدن و غروب خورشید -با تمام قرمزها و نارنجیهاش- توی آب رو بلعیدن و شب هم کنار استخر نشستن و پاها رو توی آب انداختن و ماهی کباب شده با ودکا و دوباره از نو توی آب . اینبار تو استخر . جیغ و داد و خنده و پچپچ و نجوا و بوسه و فرنچ کیس و آب بازی و عشقبازی . بعد هم تا صبح توی بغل یار بیهوش شدن و فرداش دوباره روز از تو روزی از نو . این چرخه اگه تا آخر دنیا هم ادامه پیدا کنه از دریا سیر نمیشم . دریا آخر خاکه . منم دختر دریام . دلم هم دریایییه . اصلن هم خل نمیشم در این یک مورد!
۴. پیرو شماره ٣ "هر کی که دریا رو به عمرش ندیده - از زندگیش چی فهمیده؟"
۵. سخته . خیلی خیلی هم سخته . اینکه بعد یک سال و نیم که دست و پا زدی و تونستی کمی خودت رو جمع و جور کنی و تازه داری صاف میایستی . اونی که اصلن انتظارش رو هم نداری صاف بیاد و همهی اشتباهاتت رو بهت یادآور بشه و به دستآوردهایی که توی این مدت داشتی کوچکترین نگاهی هم نکنه چون ازت انتظار خیلی بیشتری داشته همیشه و تو از دیدش شیش سال تموم فقط زندگیت رو حرووم کردی . سختتر از اون اینه که مجبوری بغضت رو قورت بدی و صدات هم در نیاد چون اون موقع میشی یه آدم خودخواه که به جز خودش به کس دیگهیی اهمیت نمیده و حال و روز بقیه رو درک نمیکنه . سخته که گاهی مجبوری حرف نزنی چون میدونی طرفت باید بگه تا خالی بشه . باید سکوت کنی و تایید . مهم نیست که دوباره چهقدر ازت انرژی میره که با خودت کنار بیای . سخته و باید با همهی سختیش بسازی . زندگی عادلانه نیست . همینه که گاهی با خودت کلنجار میری که داری خل میشی آیا؟!
۶. شخص مورد اشاره در بند بالا سامان نیست! همین . توضیح بیشتری هم لازم نمیبینم که بدم در موردش!
٧. دلم یک پول قلنبه میخواد و .........................
٨. حالا جدی من دارم خل میشم آیا؟! یا من دارم خل نمیشم آیا؟!
نظرات ()

