ترانه بازی توفانی!
تو برام زمزمه کن که شب بره صبح بیاد
پشت دیوار سکوت عشق هم پیر میشه
دل من به پای تو یه عمری منتظر نشست
پاییز تهروون رو بی تو لحظه لحظه میگذرونم
وقتی رفتی من شکستم رو شکستههام نشستم
من امیدم تو سرابی یه غروب بیحجابی
رویای با تو بودن بذار که جون بگیره
کاشکی تلفن بزنه زنگ تو شبهای بیقراری
خودتو باختی دیوونهام کردی به تو ای دل من چی بگم
کار دل من میکشه با تو به جنون
عکس کهنه عکس پاره عکسی که رنگی نداره
اومدی تنها اما از کنارم تنها نرو
چشمات میدونن آفتاب مهتاب چه رنگه
نظرات ()

