صبح شنبه و ایضن یک‌شنبه و دوشنبه تا اییییییین حدددددددددد!

 

 

این‌جا ظهر شنبه هست . جمع اراذل و اوباش ما هم از دی‌شب خونه‌ی یکی از بچه‌ها پِلاسیم . بیدار که می‌شم با سیگار و قهوه می‌شینم پای کامپیوتر و صبح شنبه‌ی محسن رو می‌خونم . نگاهم می‌چرخه به دور و برم و بچه‌ها که هر کدوم یه گوشه واسه خودشون ولو شدن و یا خواب خوابن یا خواب و بیدار و دارن کش و قوس می‌آن .

شنبه و یک‌شنبه واسه اکثر ما یعنی ولو شدن و تنبلی محض . یعنی هیچ‌کاری نکردن یا هر کار دل‌بخواهی کردن . یعنی شب تا صبح نخوابیدن و کل روز رو خوابیدن . یعنی از اون ور هم که بیدار می‌شی می‌تونی با آرامش و سرعت دل‌خواه خودت به کارهات برسی . خونه رو تمیز کنی . بری خرید و از این جور چیزها . صبح شنبه و یک‌شنبه دوست داشتنی می‌شن این‌جا خیلی . خیلی . خیلی .

 

عوضش . از دوشنبه تا خود جمعه رو باید بدویی . کار شوخی بردار نیست . مرخصی ساعتی و اضافی نداری . کلللللل سال بسته به سابقه‌ی کاریت می‌تونی یک تا دو هفته sick days داشته باشی . تعطیلات سالیانه هم بسته به سابقه‌ی کارته . سال اول که کللن مرخصی نداری . مگر بدون حقوق . و از سال دوم تا هفتم سالی دو هفته . از سال هشتم به بعد هم دیگه بسته به پست و مقامت داره تو شرکت . ولی از اون‌جا که اکثرن کسی مدت به این طولانی تو شرکتی نمی‌مونه . اصولن همه دو هفته مرخصی تعطیلات سالیانه دارن .

این‌جوری هم نیست که تا تققی به توققی بخوره تعطیلی اعلام کنن . تو برف و بورانش هم باید بری سر کار . شوخی بردار نیستش چیزی . صبح دوشنبه اصولن عذاب‌آوره . خیلی وقت‌ها باید بری و خراب‌کاری‌های روز شنبه و یک‌شنبه رو جمع و جور کنی . صبح دوشنبه یعنی یک هفته‌ی دیگه از صبح تا خود شب باید بدویی و جنازه برگردی خونه . یعنی تایم ناهارت و smoking break مشخص و از روی برنامه هست و اصولن نمی‌تونی یک دقیقه هم این ور و اون ورش کنی . حتا تاخیر هم نمی‌تونی براش داشته باشی . هیچ‌چی‌یه هیچ‌چی‌یه هیچ‌چی .

صبح دوشنبه یعنی کل هفته همه دارن می‌دون . یعنی فوق فوق فوقش بتونی یکی دوتا از دوست‌هات رو بعد از کار برای یک ساعت ببینی و اون‌هم شاید فقط یک روز در هفته اتفاق بیفته که نود درصد اوقات هم کنسل می‌شه . صبح دوشنبه یعنی این‌جا مهمونی وسط هفته نداریم . که تازه اونم ساعت یازده شب تصمیم بگیریم جمع بشیم خونه‌ی یکی! صبح دوشنبه یعنی پنج روز تمام روی نظم و انظباط و برنامه زندگی کردن . که بیدار بشی . بری سرکار و برگردی خونه و این وسط قبل یا بعد از کارت یه سری هم به gim بزنی واسه دل‌خوش‌کنکی خودت .

صبح دوشنبه . یعنی زندگی جدی بدون هیچ‌گونه طعم شوخی . صبح دوشنبه . یعنی شنبه و یک‌شنبه تا چشم به هم بزنی تموم شدن و رفتن و دوباره روز از نو روزی از نو .  

 

صبح دوشنبه یعنی . دلم می‌خواد به همه‌ی اونایی که در مورد صبح شنبه غر می‌زنن بگم هیسسسسسسسسسسسسسسس . ساکت . شما کللللللی تعطیلی وسط هفته همین‌جور از زمین و هوا و آسمون بهتون نازل می‌شه و هیچ هم نمی‌دونین که صبح دوشنبه یعنی چی .

صبح دوشنبه یعنی . هفته‌ها انگار شنبه و یک‌شنبه ندارن . همه‌شون دوشنبه به دوشنبه‌ان .

صبح دوشنبه یعنی . صبح شنبه و یک‌شنبه رو عشقههههههههههههههههه .

 

 

 

 

   + ژاندارک - ۳:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/٢