Conversations

 

 

١. از مکالمات ما و حضرت اشرف

-: تو فلان سایت اینترنتی اکانت داری مهسا؟

-: آره . ولی خیلی کم می‌رم روش . صفحه‌ام خیلی پرایوته و همه‌چیش الیمینیت شده هست .

-:قهقههقهقههقهقههقهقهه

-: به چی می‌خندی؟سوال

-: قهقهه به این‌که خیلی کم می‌ری روش قهقهه

-: بد جنسِ خبیثِ منحرف! خنثیناراحتافسوس

-: نیشخندماچ

 

 

 

٢. با پسرعموجانمان که زیادی اتو کشیده حرف می‌زد!

-: حمید تو از وقتی با مینا آشنا شدی این‌قده مودب شدی یا الان کسی پیشته؟
-: هاااااا؟ هه‌هه‌هه‌هه‌هه! همون دومی!
-: خوب پس می‌خوای من شب بهت زنگ بزنم؟
-: چبه متلک خونت اومده پاببن؟

-: نیشخند

 

 

 

پ.ن. اسم حمید و امید را از آن لیست پست قبلی پاک کنید و عوضش اسم رضای خیلی خیلی بی‌شعور که معلوم نیست هیچ‌وقت کجاست را بگذارید جای هر دوی‌شان!

 

 

 

 

 

 

 

 

   + ژاندارک - ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠