پراکنده‌ها

 

 

١. اول ممنون از همه‌ی شمایی که برامون دعا کردین و احوال پرسیدین . حالش در حال حاضر خوبه . فعلن باید منتظر جواب آزمایش‌ها بمونیم تا دکتر نظر قطعیش رو بده . مرسی از انرژی مثبتی که فرستادین . من شماها رو نداشتم چی‌کار می‌کردم آخه؟

 

٢. در یک اقدام ناگهانی . روز تولد کرگدن . خرش (خِرِش رو ها . نه خَرِش رو) چسبیدم که هِدِر وب‌لاگ رو برام عوض کنه . عنوان وام گرفته از یکی از شعرهای زری هست با مطلع "زنی که توی همین عکس روبه‌رو گم شد" . که شد تصویر زندگی این چند سال اخیر من .

 

٣. ام‌روز . اولین روز از هفتمین سال زندگی من تو کانادا بود . توی یه پست جدا در مورد این چند سال گذشته و زندگی در کانادا می‌نویسم به زودی .

 

۴. لاغر شدم حسابی . همه‌ی لباس‌هام برام گشاد شدن . از اول تابستون ام‌سال تا الان . یعنی ظرف نه ماه . من شیش تا سایز کم کردم . الان تقریبن رسیدم به همون وزن ایرانم . ولی خب . با یک هیکل خیلی شکیل‌تر . به شدت از دیدن خودم تو آینه لذت می‌برم و محظوظ می‌شم . خلاصه که حس نارسیسیتیکم زده بالا حسابی بابت این موضوع .

 

۵. یه ترانه -

                 شهرم از جایی‌یه که دریای پیرش
                 یادگاری از زمان‌های قدیمه
                 جایی که معجزه‌ی ساده‌ی بارون
                 عطر نارنج رو می‌بخشه به تن خاک
                 جایی که دیدنی‌یه صبح و غروبش
                 روی ساحل روی ماسه‌های نم‌ناک

 

 

 

 

   + ژاندارک - ۸:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/٢٢