!Post Valentine

 

 

گوشه‌یی از مکالمات تلفنی ما و برادرمان در روز ولنتاین

 

برادرمان دارند حرف می‌زنند.

 

ما  -در حالی که مثلن داریم خودمان را لوس می‌کنیم- : مازیااااار . ولنتاین من می‌شی؟

 

برادرمان -: آره . چرا که نه . خودم ولنتاینت می‌شم .

 

برادرمان -بعد از چند لحظه سکوت مرموزانه- : می‌گم . یعنی تو خرتر از من پیدا نکردی که ولنتاینت بشه؟

 

ما -در حال ریسه رفتن- : خوب چون خر می‌خواستم به تو گفتم دیگه . وگرنه جناب حضرت اشرف شازده[....] که خر نیست .

 

برادرمان -: ای خداااااااا! یکی بیاد به دوست دختر من یاد بده این‌جوری اسم من رو صدا کنه .

 

ما -: آرررررررره؟ رودل نکنی یه وقتی!

 

برادرمان -: تو یعنی واقعن خواهرشوهری آخه؟

 

ما -: نعععععععع! من اول فمنیستم!

 

بقیه مکالمه هم صرف پرتاب القاب کمی زیادی محبت‌آمیز! به عنوان هدیه‌ی ولنتاین از طرف ما به برادرمان و برادرمان به ما می‌شود با چاشنی هر و کر و خنده‌ی فراوان .

 

 

 

 

   + ژاندارک - ٥:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٢٧