ترانه بازی ولنتاین

 

 

یادم نیست توی کدوم وب‌لاگ خوندم که زندگی مجازی آدم‌ها وقتی که خیلی قوی و زنده هست و چراغشون همیشه چشمک می‌زنه . یعنی روابطشون در زندگی واقعی رو به زوال هست . حالا جریان منه . اگر دیدن دوباره دارم هی تند و تند به همه‌تون سر می‌زنم بدونین اوضاع بر وفق مراد نیست . اگر هم که سر و کله‌م پیدا نشد خیالتون راحت باشه که حالم خوبه خوبه.

 

 

 

نبض منی که می‌زنی
به زندگیم اشاره کن
سایه‌ت رو از سرم نگیر
سایه‌م رو پر ستاره کن

 

 

 

کاش بدونم از کدوم جاده می‌آی
تا بشینم لحظه‌ها به انتظار
دو تا چشمام فانوس جاده بشن
تا ببینی جاده‌ها رو شب تار

 

 

 

می‌خوام خراب تو بشم
خرد و خرابم نکنی
قصه‌ی خواب تو بشم
با غصه خوابم نکنی

 

 

 

راستی چی شد چه جوری شد
این‌جوری عاشقت شدم
شاید می‌گم تقصیر توست
تا کم شه از جرم خودم

 

 

 

عشق من من رو صدا کن
قصه‌م رو بی‌انتها کن
رو به روت آیینه بگذار
ابدیتی بنا کن

 

 

 

برای من تنها
تو یک حریم امنی
تو به‌ترین دوایی
برای خستگی‌هام

 

 

 

برای من غزل بگو
من رو ببر به خواب عشق
شاید بگیره قلب من
از حرف تو جواب عشق

 

 

 

با تو بی نیاز و مغرور
تکیه‌ام به حرف حقه
بی تو اون نیازمندم
که همیشه مستحقه

 

 

 

پ.ن. میرزا قلم‌دون کچل بدذات! شماره موبایلت عوض شده آیا؟ چرا جواب نمی‌دی گوشیت رو آخه؟

 

 

پ.ن.٢. بنا به دلایل کاملن غیر دل‌به‌خواهی! کامنت‌دونی فعلن تاییدی خواهد بود . حالا خوشتون نمی‌آد که نمی‌آد! تازه اصلنش هم مهم نیست که من خودم هم خوشم نمی‌آد . ولی یکی ام‌روز هی اومده و حرف‌های بد بد زده و من هی پاک کردم و اون هی از رو نرفته! و من ِ پررو رو از رو برده . حالا تاییدیش می‌کنم که تا فیهاخالدونش بسوزه!

 

 

پ.ن.٣. من . بی‌تو سردمه . ای عشق من........

 

 

 

 

 

   + ژاندارک - ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٢٤