وقتی یکی کک به تنبان ما می‌اندازد!

 

 

از دو - سه روز پیش که باهاش حرف زدم و گفت که داره رزومه‌ش رو آپ‌دیت می‌کنه . ککش رو تو تنبون من هم انداخت . بالاخره ام‌شب نشستم سرش و تا الان که به وسط‌هاش رسیدم هی دارم به خودم فحش می‌دم . با این‌که در کل عادتمه که هر چاهار - پنج ماه یک بار این کار رو بکنم ولی هر بار تا تموم بشه جونم به لبم می‌رسه که همانا یکی از سخت‌ترین کارهای دنیا برای من رزومه نویسی می‌باشد .

 

 

 

پ.ن. چون روزمه‌ی خودمه طول می‌کشه‌ها . اگه قرار بود واسه یکی دیگه بنویسم سه سوته تمومش می‌کردم . ولی به خودم که می‌رسه . خودم از دست خودم دق می‌کنم تا تموم بشه . تازه بعدش عادتمه یه کپی‌ش رو بفرستم واسه اعلاحضرت و کلی مدال تشویقی و کارت صد آفرین ازشون بگیرم .

 

 

پ.ن.٢. خودمان انگشت کردیم در چش و چار خودمان . کارت صد آفرین که نگرفتیم هیچ . یکی دو تا از مدال‌هایمان هم کنده شد که چرا رزومه‌مان شلوغ شده و این‌که فرمت قبلی به‌تر بود . ما را بگو که تا ساعت چاهار صبح به پای این رزومه‌ی کوفتی نشسته بودیم . اصلن ما می‌رویم کمی بمیریم . از خواب منظورمان است البته .

 

 

 

 

 

 

   + ژاندارک - ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۱۱