چشم من - داریوش

 

 

چشم من بیا من رو یاری بکن
گونه‌هام خشکیده شد کاری بکن
غیره گریه مگه کاری می‌شه کرد
کاری از ما نمی‌آد زاری بکن
اون‌که رفته دیگه هیچ‌وقت نمی‌آد
تا قیامت دل من گریه می‌خواد

 

هرچی دریا رو زمین داره خدا
با تموم ابرهای آسمون‌ها
کاش‌کی می‌داد همه رو به چشم من
تا چشام به حال من گریه کنن
اون‌که رفته دیگه هی‌چوقت نمی‌آد
تا قیامت دل من گریه می‌خواد

 

قصه‌ی گذشته‌های خوب من
خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن
حالا باید سر رو زانوم بذارم
تا قیامت اشک حسرت ببارم
دل هیچ‌کی مثل من غم نداره
مثل من غربت و ماتم نداره
حالا که گریه دوای دردمه
چرا چشمام اشکش رو کم می‌آره

 

خورشیده روشن ما رو دزدیدن
زیر اون ابرهای سنگین کشیدن
همه جا رنگ سیاه ماتمه
فرصت موندنمون خیلی کمه
اون‌که رفته دیگه هیچ‌وقت نمی‌آد
تا قیامت دل من گریه می‌خواد
سرنوشت چشاش کوره نمی‌بینه
زخم خنجرش می‌مونه تو سینه
لب بسته سینه‌ی غرق به خون
قصه‌ی موندن آدم همینه
اون‌که رفته دیگه هیچ‌وقت نمی‌آد
تا قیامت دل من گریه می‌خواد

 

 

بشنویم.....