با تو بودن - داریوش

 

 

هرچه را که ساختم عاقبت شکست
شکست
شکست
من با همیشه باختم
باختم
باختم
باختم
باختم
من نه آب‌شار
من نه جوی‌بار
من نه چشمه‌سار
من نه سبزه و نه رود
من نه بر آسمان گرم مهر دمیده دیر
من نه از شاخ سرد قهر رمیده زود
هرچه بود از تو بود
هرچه بود از تو بود
از تو بود
از تو بود
من همیشه شوره‌زار
من همیشه دست‌باز
من طلوع دایم نیاز
من همیشه با همیشه ساختم
من همیشه در همیشه سوختم
من همیشه با سوزن نگاه
با نخ آرزو
روزها
هفته‌ها
ماه‌ها
سال‌ها را به هم دوختم
هرچه بود از تو بود
هرچه بود از توبود
از تو بود
از تو بود

 

 

بشنویم....