گذشته - افشین

 

بشنویم.....

 

گذشته یه زخم پیر و کهنه است
خوب نمی‌شه
تو ابرا یه ابر گریه سازه
دور نمی‌شه
یه مرغ جلد که هیچ وقت نمی‌ره
یه دشت خشک که با اشک جون می‌گیره
یه زنجیره یه بنده یه دیوار بلنده
گذشته جنس کوهه مثل سنگه
چه سخته ، چه سخته
گذشتن از تو دیوار گذشته
یه خوابه رسیدن به فردایی که پشت اون نشسته
گذشته ، تو فریاد تموم گریه‌هامی
یه عمره تو بیداری تلخه قصه‌هامی
تو شب‌هامو به بیداری کشوندی
تو خورشید یه بی‌خوابو سوزندی
تو آزاری تو دردی یه دیوار بلندی
گذشته جنس کوهی مثل سنگی
چی می‌شد چی می‌شد
تموم لحظه‌های من که می‌رن
بمیرن بمیرن که ام‌روز منو از من نگیرن
که ام‌روز منو از من نگیرن