خالی - ابی

 

 

بشنویم....

 

من ، خالی از عاطفه و خشم
خالی از خویشی و غربت
گیج و مبهوت بین بودن و نبودن
عشق ، آخرین هم‌سفر من
مثل تو منو رها کرد
حالا دستام مونده و تنهایی محض
ای دریغ از من ، که بی‌خود مثل تو
گم شدم ، گم شدم تو ظلمت تن
ای دریغ از تو ، که مثل عکس عشق
هنوزم داد می زنی تو آیینه‌ی من
وای ، گریه‌مون هیچ ، خنده‌مون هیچ
باخته و برنده‌مون هیچ
تنها آغوش تو مونده ، غیر از اون هیچ
ای ، ای مثل من تک و تنها
دستامو بگیر که عمر رفت
همه‌چی تویی ، زمین و آسمون هیچ
در تو می بینم ، همه بود و نبود
بیا پر کن منو ای خورشید دل‌سرد
بی تو می‌میرم ، مثل قلب چراغ
نور تو بودی ، کی منو از تو جدا کرد