BSB - Show Me The Meaning Of Being Lonely
So many words for the broken heart
It’s hard to see in a crimson love
So hard to breathe
Walk with me, and maybe
Nights of light so soon become
Wild and free I could feel the sun
Your every wish will be done
They tell me
Show me the meaning of being lonely
Is this the feeling I need to walk with
Tell me why I can’t be there where you are
There’s something missing in my heart
Life goes on as it never ends
Eyes of stone observe the trends
They never say forever gaze are phony
Guilty roads to an endless love
There’s no control
Are you with me now
Your every wish will be done
They tell me
Show me the meaning of being lonely
Is this the feeling I need to walk with
Tell me why I can’t be there where you are
There’s something missing in my heart
There’s nowhere to run
I have no place to go
Surrender my heart, body and soul
How can it be you’re asking me to feel the things you never show
You are missing in my heart
Tell me why I can’t be there where you are
Show me the meaning of being lonely
Is this the feeling I need to walk with
Tell me why I can’t be there where you are
There’s something missing in my heart
کلمات زیادی برای التیام یک قلب شکسته هستند
که نمیشود از پی عشقی خونآلود حسشان کرد
نفس کشیدن سخت است
با من قدم بزن تا شاید
شبهای نورانی به زودی قیام کنند و رها شوند
و آنگاه من میتوانم گرمای خورشید را احساس کنم
تمام آرزوهای تو برآورده خواهد شد
آنها به من میگویند
معنای تنها بودن را به من نشان بده
آیا این حسیست که من در هر گام باید با خود داشته باشم
به من بگو چرا نمیشود من هم همان جایی باشم که تو هستی
انگار تکهیی از قلب من گم شده است
زندگی همواره ادامه دارد و گویی هرگز پایانی نخواهد داشت معنای تنها بودن را به من نشان بده هیچ راه فراری نیست تو آن نیمهی گمشدهی قلب منی
معنای تنها بودن را به من نشان بده
لینک کلیپ ترانه
چشمانی سنگی همهی گرایشها و تمایلات را موشکافانه مینگرند
آنها هرگز اعتراف نمیکنند که این خیره شدنهای ابدی ساختگی هستند
راههای گناهکار کشیده شده به سوی عشقی بیانتها
هیچ نظارت و بازبینی در کار نیست
حواست به آنچه میگویم هست؟
تمام آرزوهای تو برآورده خواهد شد
آنها به من میگویند
آیا این حسیست که من در هر گام باید با خود داشته باشم
به من بگو چرا نمیشود من هم همان جایی باشم که تو هستی
انگار تکهیی از قلب من گم شده است
من هیچ پناهی ندارم
قلبم . بدنم و روحم را وامیگذارم و تسلیم میشوم
چهگونه است که تو از من انتظار داری تمامی آنچه را که همیشه از من پنهان کردهیی بدانم؟!
به من بگو چرا نمیشود من هم همان جایی باشم که تو هستی
آیا این حسیست که من در هر گام باید با خود داشته باشم
به من بگو چرا نمیشود من هم همان جایی باشم که تو هستی
انگار تکهیی از قلب من گم شده است

