!Desperate in Valentine

خب تنها برداشت منطقی‌اش این می‌شود که وقتی ولنتاین هست و یک لانگ‌ویکند با هوای بسیار عالی و آفتابی در این زمستان مزخرف طولانی تورونتو ولی یار نیست و تو تنها هستی . از پر.ی.ود شدنت ناراحت نمی‌شوی که هیچ . کلی راضی و خوش‌حال  هم می‌شوی و ذوق می‌کنی

 

 

پ.ن. به گفته‌ی یار که ام‌سال . سال آخری باشد که شب ولنتاین تنها هستیم .
بلند بگویید آمین لطفن!

   + ژاندارک - ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/٢٦

dead and gone

,Oooooo I've been travelin' on this road too long
,Just trying to fing way back home
,The old me is dead and gone, dead and gone
,Oooooo I've been travelin' on this road too long
,Just tring to find my way back home
;The old me is dead and gone, dead and gone, eeey

 

,I turn my head to the east, I don't see nobody by my side
,I turn my head to the west, still nobody in sight
,So I turn my head to the north, swallow that pill that they call pride
,The old me is dead and gone, the new me will be alright
,I turn my head to the east, I don't see nobody by my side
,I turn my head to the west, still nobody in sight
,So I turn my head to the north, swallow that pill that they call pride
;The old me is dead and gone, the new me will be alright

 

,Ooooooo I've been travelin' on this road too long
,Just trying to find my way back home
,The old me is dead and gone, dead and gone
,Ooooooo I've been travelin' on this road too long
,Just trying to find my way back home
.......The old me is dead and gone, dead and gone, dead and gone

 

 

 

آآآآآآه . من مدت‌هاست که روی این‌جاده سرگردونم
فقط دارم تلاش می‌کنم که راه بازگشت به خونه رو پیدا کنم
"من" قدیمی من مرده و از بین رفته . مرده و از بین رفته
آآآآآآه . من مدت‌هاست که روی این‌جاده سرگردونم
فقط دارم تلاش می‌کنم که راه بازگشت به خونه رو پیدا کنم
"من" قدیمی من مرده و از بین رفته . مرده و از بین رفته



سرم رو به شرق می‌چرخونم . هیچ کسی رو درکنارم نمی‌بینم
رو به غرب می‌کنم . باز هم کسی در دیدرسم نیست
پس رو به شمال می‌ایستم و اون قرصی که اسمش غرور گذاشتن رو به زور قورت می‌دم
"من" قدیمیم مرده و رفته . "من" جدیدم روزگار به‌تری خواهد داشت
سرم رو به شرق می‌چرخونم . هیچ کسی رو درکنارم نمی‌بینم
رو به غرب می‌کنم . باز هم کسی در دیدرسم نیست
پس رو به شمال می‌ایستم و اون قرصی که اسمش غرور گذاشتن رو به زور قورت می‌دم
"من" قدیمیم مرده و رفته . "من" جدیدم روزگار به‌تری خواهد داشت

 

 

آآآآآآه . من مدت‌هاست که روی این‌جاده سرگردونم
فقط دارم تلاش می‌کنم که راه بازگشت به خونه رو پیدا کنم
"من" قدیمی من مرده و از بین رفته . مرده و از بین رفته
آآآآآآه . من مدت‌هاست که روی این‌جاده سرگردونم
فقط دارم تلاش می‌کنم که راه بازگشت به خونه رو پیدا کنم
"من" قدیمی من مرده و از بین رفته . مرده و از بین رفته . مرده و از بین رفته.......

 

 

 

این سه بند پایانی ترانه‌ی جدید Justin Timberlake هست به نام Dead And Gone و من دیوانه‌وار مفهوم این سه بند ترانه رو دوست دارم . هر بار که وقت رانندگی رادیو پخشش می‌کنه ولووم رو می‌برم تا آخر و باهاش داد می‌زنم . امید‌وارم که با ترجمه‌ی همین چند خط کوتاه تونسته باشم حس خودم رو از این ترانه بیان کرده باشم

   + ژاندارک - ٥:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/٢۳

اندر دلایل غیبت کبرای ما!

والاه رییس جان روز یک‌شنبه از محضر حاکم بزرگ در سن‌حوزه برگشت و روز دوشنبه همه‌ی آفیس رو به حضور طلبید و یک طومار بلند بالا داد دست همگی ما با عنوان "You Are Not Aggressive Enough If...." (به معنی شما در کارتان پشت‌کار کافی ندارید و فعال نیستید اگر.....) که طومار صادره‌یی بود از سوی حاکم بزرگ خطاب به همگان و شروع کرد به بلند بلند خواندنش و به جمله‌ی " روزی بیش‌تر از نیم ساعت وقتتان را پشت کامپیوتر و پای اینترنت می‌گذرانید" که ما دیدیم رییس جان هنگام خواندن این جمله با یک لب‌خند بسی ژکوندوار خیره شده‌اند به ما که نیشمان رفته بود پی بناگوشمان . این بود که بر ما واجب گشت که برویم توی ترک . البته با هم‌کاری کل آفیس که این اعتیاد ما همه را کلافه کرده بود ظاهرن . چون تا ما لب از لب باز گشودیم همگان دست هم‌کاری و هم‌یاری به سویمان دراز کردند و نشد که ما بگوییم که ترک نمی‌کنیم این اعتیاد دوست‌داشتنی‌مان را....

خلاصه که لپ‌تاپ جان فعلنه جا خوش کرده‌اند در دفتر مدیر شعبه و ما فقط اجازه داریم از دور نوازششان کنیم و هم‌چنین بهمان اجازه داده شده که روزی دوبار از ای‌میل‌هایمان را چک بنماییم از کامپیوتر مرکزی آفیس . الان هم که این‌ها را تایپ می‌نماییم قاچاقی آمده‌ییم کتاب‌خانه تا شما را از نگرانی نبودنمان برهانیم .

همین!

   + ژاندارک - ٩:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/٢